تنش پسماند فولاد یکی از موضوعات مهم در مهندسی مواد، ساخت قطعات فلزی و صنایع فولادی است. این نوع تنش می تواند پس از فرآیندهایی مانند جوشکاری، عملیات حرارتی، نورد، برش یا ماشین کاری در قطعه باقی بماند؛ حتی زمانی که هیچ نیروی خارجی به آن وارد نمی شود. وجود تنش پسماند همیشه به معنای معیوب بودن فولاد نیست، اما اگر مقدار و توزیع آن کنترل نشود، می تواند باعث تغییر شکل، کاهش عمر خستگی، ترک خوردگی یا ایجاد مشکلات ابعادی در قطعات شود.
به همین دلیل، شناخت علت ایجاد تنش پسماند و روش های کنترل یا کاهش آن در طراحی و تولید سازه ها و قطعات فولادی اهمیت زیادی دارد. در ادامه بررسی می کنیم تنش پسماند در فولاد چیست، چگونه ایجاد می شود و چه تاثیری بر خواص و عملکرد فولاد دارد.
برای انتخاب مناسب ترین نوع فولاد در پروژه های صنعتی، علاوه بر بررسی خواص مکانیکی و میزان تنش پسماند، توجه به قیمت فولاد آلیاژی نیز اهمیت زیادی دارد.

تنش پسماند یا Residual Stress به تنش های داخلی گفته می شود که پس از حذف نیروهای خارجی یا پایان یک فرآیند تولیدی همچنان در قطعه باقی می مانند. به عبارت ساده تر، ممکن است یک قطعه فولادی در ظاهر تحت هیچ بار مکانیکی قرار نداشته باشد، اما بخش های مختلف آن در داخل، تنش کششی یا فشاری را تجربه کنند.
این تنش ها معمولا زمانی شکل می گیرند که قسمت های مختلف یک قطعه فولادی به صورت یکنواخت تغییر شکل ندهند. اختلاف دما، تغییر حجم ناشی از تحولات ساختاری و تغییر شکل پلاستیک غیر یکنواخت از عوامل اصلی ایجاد چنین شرایطی هستند.
برای مثال، در جوشکاری فولاد، منطقه نزدیک به محل جوش به شدت گرم می شود، در حالی که بخش های دورتر قطعه دمای پایین تری دارند. پس از پایان جوشکاری نیز تمام قسمت ها با سرعت یکسان سرد نمی شوند. انبساط و انقباض غیر یکنواخت حاصل از این فرآیند می تواند باعث باقی ماندن تنش های داخلی در قطعه شود.
تنش پسماند می تواند کششی یا فشاری باشد. تنش پسماند کششی در بسیاری از شرایط نامطلوب است، زیرا می تواند احتمال شروع و رشد ترک را افزایش دهد. در مقابل، ایجاد کنترل شده تنش فشاری در سطح بعضی قطعات می تواند مقاومت آن ها در برابر خستگی را بهبود دهد.

تنش پسماند در فولاد معمولا نتیجه توزیع غیر یکنواخت دما، تغییر شکل پلاستیک یا تغییرات ساختاری در ماده است. فرآیندهای تولید و ساخت مختلف می توانند یکی یا چند مورد از این شرایط را ایجاد کنند. جوشکاری، عملیات حرارتی، نورد، برش و ماشین کاری از مهم ترین عوامل ایجاد تنش پسماند هستند.
جوشکاری
جوشکاری یکی از رایج ترین عوامل ایجاد تنش پسماند در قطعات و سازه های فولادی است. هنگام جوشکاری، حرارت زیادی در یک ناحیه محدود از قطعه ایجاد می شود. منطقه جوش و اطراف آن منبسط می شوند، اما بخش های سردتر قطعه این انبساط را محدود می کنند.
پس از پایان فرآیند و هنگام سرد شدن، فلز گرم شده منقبض می شود. از آنجا که انقباض آزادانه و یکنواخت امکان پذیر نیست، تنش های داخلی در قطعه شکل می گیرند. مقدار و نحوه توزیع این تنش ها به عواملی مانند روش جوشکاری، میزان حرارت ورودی، ضخامت قطعه، هندسه اتصال، ترتیب جوشکاری، خواص فولاد و شرایط سرد شدن بستگی دارد.
در برخی سازه های جوشکاری شده، تنش پسماند کششی در اطراف جوش می تواند قابل توجه باشد. ترکیب این تنش با بارهای کاری ممکن است احتمال ایجاد یا گسترش ترک و همچنین اعوجاج قطعه را افزایش دهد. به همین دلیل، کنترل پارامترهای جوشکاری و در موارد لازم انجام عملیات تنش زدایی اهمیت زیادی دارد.
عملیات حرارتی و سرد شدن
عملیات حرارتی می تواند خواص مکانیکی و ساختار فولاد را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، اما اگر فرآیند گرم و سرد شدن به درستی کنترل نشود، احتمال ایجاد تنش پسماند وجود دارد.
هنگامی که یک قطعه فولادی گرم یا سرد می شود، سطح و مرکز آن همیشه با سرعت یکسان تغییر دما نمی دهند. برای مثال، هنگام سرد کردن سریع، سطح قطعه زودتر از بخش مرکزی سرد می شود. این اختلاف دما باعث تفاوت در میزان انقباض قسمت های مختلف قطعه و در نتیجه ایجاد تنش داخلی می شود.
علاوه بر تنش های حرارتی، در برخی فولادها تغییر فاز و تحولات ریزساختاری نیز با تغییر حجم همراه هستند. در نتیجه، عملیات هایی مانند کوئنچ می توانند علاوه بر تغییر سختی فولاد، تنش های پسماند قابل توجهی ایجاد کنند.
شدت این تنش ها به ترکیب شیمیایی فولاد، ابعاد و هندسه قطعه، دمای عملیات، سرعت سرد شدن و محیط خنک کننده وابسته است. انتخاب درست سیکل عملیات حرارتی می تواند احتمال اعوجاج و ترک خوردگی ناشی از این تنش ها را کاهش دهد.
نورد، برش و ماشین کاری
فرآیندهای مکانیکی نیز می توانند باعث ایجاد تنش پسماند در فولاد شوند. در نورد، فولاد تحت فشار زیاد بین غلتک ها تغییر شکل می دهد. اگر میزان تغییر شکل در سطح و مرکز محصول یکسان نباشد یا سرد شدن پس از نورد به صورت غیر یکنواخت انجام شود، تنش پسماند در محصول باقی می ماند.
برش نیز می تواند در اطراف لبه های قطعه تنش ایجاد کند. میزان این تنش به روش برش وابسته است. در روش های مکانیکی، تغییر شکل پلاستیک موضعی اهمیت دارد و در روش های حرارتی مانند برش لیزری یا پلاسما، علاوه بر تغییرات موضعی ماده، گرمایش و سرد شدن سریع نیز در ایجاد تنش نقش دارند.
در ماشین کاری نیز برداشتن ماده می تواند تعادل تنش های موجود در قطعه را تغییر دهد. از طرف دیگر، نیروهای مکانیکی و حرارت ایجاد شده در سطح هنگام تراشکاری، فرزکاری یا سنگ زنی قادر به ایجاد تنش های جدید هستند. به همین دلیل، قطعاتی که به دقت ابعادی بالایی نیاز دارند باید از نظر تنش های پسماند نیز مورد توجه قرار گیرند.

تنش های پسماند معمولا بر اساس مقیاسی که در ساختار ماده وجود دارند به سه نوع اصلی تقسیم می شوند:
تنش پسماند نوع اول: این تنش ها در مقیاس ماکروسکوپی و در بخش بزرگی از قطعه وجود دارند. فرآیندهایی مانند جوشکاری، شکل دهی و سرد شدن غیر یکنواخت می توانند چنین تنش هایی ایجاد کنند. تنش های نوع اول ممکن است بر پایداری ابعادی و رفتار کلی قطعه تاثیر بگذارند.
تنش پسماند نوع دوم: این تنش ها در مقیاس کوچک تر و معمولا بین دانه ها یا فازهای مختلف ماده ایجاد می شوند. تفاوت رفتار مکانیکی یا حرارتی اجزای ریزساختار می تواند عامل شکل گیری آن ها باشد.
تنش پسماند نوع سوم: این دسته در مقیاس بسیار کوچک و در ارتباط با ساختار بلوری و عیوب شبکه ای مانند نابجایی ها مطرح می شود.
از دید عملکرد مهندسی، تنش های پسماند را می توان از نظر علامت نیز به دو گروه کششی و فشاری تقسیم کرد. تنش پسماند کششی می تواند در بسیاری از شرایط احتمال شروع یا رشد ترک را افزایش دهد. در مقابل، تنش پسماند فشاری سطحی در برخی کاربردها مفید است و به همین دلیل فرآیندهایی مانند ساچمه زنی برای ایجاد تنش فشاری کنترل شده در سطح قطعات به کار می روند.
وجود تنش پسماند می تواند رفتار یک قطعه فولادی را در زمان ساخت یا استفاده تغییر دهد. میزان این تاثیر به مقدار، جهت و محل تنش پسماند و همچنین نوع بارگذاری قطعه بستگی دارد.
یکی از مهم ترین پیامدها، تغییر شکل و اعوجاج قطعه است. اگر تعادل تنش های داخلی در اثر برش، جوشکاری یا ماشین کاری تغییر کند، قطعه ممکن است خم شود یا ابعاد آن تغییر کند. این مسئله در قطعاتی که تلرانس ابعادی دقیقی دارند اهمیت بیشتری پیدا می کند.
عمر خستگی نیز می تواند تحت تاثیر تنش پسماند قرار گیرد. تنش کششی پسماند در سطح قطعه، در ترکیب با تنش کششی ناشی از بارگذاری، می تواند شرایط مساعدتری برای شروع و رشد ترک خستگی ایجاد کند. در مقابل، تنش فشاری سطحی کنترل شده می تواند رشد ترک های سطحی را دشوارتر کرده و در برخی قطعات عمر خستگی را افزایش دهد.
تنش پسماند کششی همچنین می تواند در شرایط مناسب، حساسیت قطعه به برخی مکانیزم های ترک خوردگی محیطی مانند ترک خوردگی تنشی ناشی از خوردگی را افزایش دهد. البته وقوع چنین آسیبی تنها به تنش وابسته نیست و عواملی مانند جنس فولاد و محیط خورنده نیز نقش اساسی دارند.
از دیگر پیامدهای احتمالی تنش پسماند می توان به کاهش پایداری ابعادی، افزایش احتمال ترک در بعضی فرآیندهای تولید و تاثیر بر رفتار شکست قطعه اشاره کرد. بنابراین در قطعات حساس، بررسی تنش پسماند باید در کنار سایر عوامل طراحی و ساخت انجام شود.
روش مناسب برای کاهش تنش پسماند به نوع فولاد، ابعاد قطعه، فرآیند تولید، میزان تنش و کاربرد نهایی محصول بستگی دارد. هدف همیشه حذف کامل تنش نیست؛ در بسیاری از کاربردها، کاهش تنش های نامطلوب یا ایجاد توزیع مناسب تری از آن ها کافی است.
یکی از شناخته شده ترین روش ها تنش زدایی حرارتی است. در این روش، قطعه تا دمای مشخصی گرم شده، برای مدت مناسبی در آن دما نگهداری می شود و سپس تحت شرایط کنترل شده سرد می شود. این فرآیند امکان بازتوزیع و کاهش بخشی از تنش های داخلی را فراهم می کند. دما و زمان مناسب باید با توجه به نوع فولاد و خواص مورد انتظار انتخاب شوند، زیرا عملیات حرارتی نامناسب ممکن است ریزساختار و خواص مکانیکی قطعه را نیز تغییر دهد.
در قطعات جوشکاری شده، کنترل فرآیند جوشکاری نقش مهمی در کاهش تنش و اعوجاج دارد. انتخاب توالی مناسب جوش، کنترل حرارت ورودی، طراحی صحیح اتصال و استفاده از پیش گرم یا عملیات حرارتی پس از جوشکاری در موارد مورد نیاز، از راهکارهای قابل استفاده هستند.
کنترل سرعت و یکنواختی سرد شدن نیز اهمیت زیادی دارد. کاهش اختلاف دما بین قسمت های مختلف قطعه می تواند از ایجاد گرادیان حرارتی شدید و در نتیجه بخشی از تنش های پسماند جلوگیری کند.
برخی روش های مکانیکی نیز برای اصلاح وضعیت تنش پسماند استفاده می شوند. برای مثال، ساچمه زنی با ایجاد تغییر شکل پلاستیک کنترل شده در سطح می تواند تنش فشاری پسماند ایجاد کند و مقاومت خستگی برخی قطعات را افزایش دهد.
در تولید قطعات دقیق نیز ممکن است تنش زدایی در مراحل میانی ساخت انجام شود. برای مثال، پس از ماشین کاری اولیه و برداشتن حجم زیادی از ماده، می توان فرآیند تنش زدایی مناسبی انجام داد و سپس ماشین کاری نهایی را اجرا کرد. این کار در شرایط مناسب می تواند احتمال تغییر ابعاد قطعه پس از ماشین کاری نهایی را کاهش دهد.
در مجموع، پیشگیری از ایجاد تنش های نامطلوب معمولا بهتر از تلاش برای رفع آن ها پس از تولید است. طراحی مناسب فرآیند ساخت، کنترل دما، انتخاب پارامترهای صحیح جوشکاری و ماشین کاری و استفاده از عملیات تنش زدایی متناسب با نوع فولاد، مهم ترین راهکارهای مدیریت تنش پسماند محسوب می شوند.
سوالات متداول
خیر. تاثیر تنش پسماند به نوع، مقدار و محل آن بستگی دارد. تنش های کششی پسماند می توانند در برخی شرایط احتمال ترک خوردگی یا کاهش عمر خستگی را افزایش دهند، اما تنش فشاری کنترل شده در سطح قطعه ممکن است برای افزایش مقاومت در برابر خستگی مفید باشد.
یک علت واحد برای تمام قطعات وجود ندارد. به طور کلی، تغییر شکل پلاستیک غیر یکنواخت، اختلاف دما و تغییرات ریزساختاری از عوامل اصلی هستند. جوشکاری، عملیات حرارتی، نورد، برش و ماشین کاری از فرآیندهایی هستند که می توانند این شرایط را ایجاد کنند.
بله. گرمایش شدید و موضعی در حین جوشکاری و سپس سرد شدن و انقباض غیر یکنواخت می تواند تنش پسماند قابل توجهی در ناحیه جوش و اطراف آن ایجاد کند.
تنش زدایی حرارتی، کنترل فرآیند جوشکاری، کنترل سرعت سرد شدن و برخی روش های مکانیکی از راهکارهای رایج هستند. انتخاب روش مناسب به نوع فولاد، فرآیند ساخت و کاربرد قطعه بستگی دارد.